تبليغاتX
دلتنگ از اینهمه...

دلتنگ از اینهمه...

نوشته شده توسط لیدا در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 ساعت 23:8 | لینک ثابت |

 

یک جای چشمم به نوشته ای بر خورد که خوشم اومد متن قشنگی که ادم وا دار به فکر میکنه :

 

 

((((. انسان! چرا غير خدا را مي‌خواهي؟! مگر از غير او چه ديده‌اي؟! اگر او نخواهد هيچ چيز مؤثر نيست، و برگشت تو به اوست! چه شكرهاست در اين شهر كه قانع شده‌اند شاهبازان طريقت به شكار مگسي!! خدا را گذاشته، غير خدا تحصيل مي‌كني؟! چرا اين قدر دور خودت چرخ مي‌خوري؟! خدا را بخواه و همه خواستني‌ها را مقدمه وصول او قرار بده، مشكل اين جاست كه ما همه چيز را براي خود مي‌خواهيم حتي خدا را)))))

 

 

 

نمیدونم چی می خوام من تو این دنیا .....

 

 

گاهی وقتا به در دیوارخیره میشم بغض میکنم احساس میکنم هیچ کس درکم نمیکنه پیش میاد دلت از این قفس خسته بشه سجادتو پهن کنی واحساس کنی چقدر دلت تنگه.........دلت پر بکشه چقدر احساس خوبی وقتی همه چیزایی که تو قلبت سنگینی میکنه به گسی میگی که بی همتاست ..سبک میشی و شرمنده این همه محبت........

دلم گرفته ..........من نمیدونم  چه نقشی بازی میکنم.گم شدم تو سیاهیو اوهام

  دلتنگی داره  رفیق تنهاییم میشه تا بحال شده دلت انقد تو سینه تنگ بشه که احساس خفگی کنی

خدای من نازنینم دلم این قفس نمیخواد از تو فرسنگ ها فاصله گرفتم /  ه

نازنینم تنهام میزاری حالا که بیشتر از هر زمانی بهت نیاز دارم بغضی عجیب وجودمو گرفته بی تو همه دنیا برام مثل قفس /اگر نیستم آنچه بودم ولی تو همانی که بودی مهربانم اسیرم اسیر دل اسیر هوسهای بی حاصل.......

تو بهتر از هر کسی میدونی هیچ دلبستگی به این دنیا ندارم من اینجااحساس خفقان میکنم .....

نازنینم میدونم همیشه باهام خوب بودی این منم که همیشه ناسپاس بودم چرا تنبیه ام نمیکنی  من لایق این همه خوبی تو نیستم من خستم از بودن به اجبار زیستن /گاهی از خودم میپرسم بود نبودم برای کسی مهمه/

 

من عاقبت از اينجا خواهم رفت              پروانه اي كه با شب مي رفت

 

اين فال را براي دلم ديد

ديري است

مثل ستاره ها چمدانم را

از شوق ماهيان و تنهايي خودم

پر كرده ام , ولي

مهلت نمي دهند كه مثل كبوتري

در شرم صبح پر بگشايم

با يك سبد ترانه و لبخند خود را به كاروان برسانم

 اما, من عاقبت از اينجا خواهم رفت                            پروانه اي كه با شب مي رفت          اين فال را براي دلم ديد

نوشته شده توسط لیدا در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 ساعت 20:1 | لینک ثابت |

زندگيم را هدر دادم"

باور كنيد اين بد ترين جمله اي است كه ممكن است بشنويد

وقتي خستگي تو همه ذرات وجود آدم رسوخ كنه،
 وقتي از شدت دلتنگي و بي حالي رمقي براي گريه نداشته باشي،
 وقتي حس كني همه دنيا داره رو شونه هات سنگيني ميكنه،
 وقتي از نبودن گرماي دست كسي كه دوستش داري بغض گلوتو ميگيره،
 
وقتي دنيا با همه بزرگيش واسه تو تنگ به نظر ميرسه،
 وقتي با نگاه كردن به يه شاخه گل سعي در فرار كردن از خاطراتت داري،
 وقتي تك تك نُتهايي كه ميزني همه فقط يه صدا ميدن، وقتي پرواز پرندها، صداي باد، نم نم بارون،
 معناي نگاه و خيلي چيزاي ديگه كه همه جلوه هاي زيبايي هستن برات رنگ و بويي نداشته باشن،
 بفهم كه اِشكال از خودته . بايد با حقيقت كنار اومد – بي تعارف –
ميدوني حقيقت هميشه اون چيزي نيست كه بخواد آرماني باشه و به دور از هر پليدي و سياهي.

حقيقت اينه كه اين روزا اگه همرنگ جماعت،
 جماعتي كه اطراف تو هستن نباشي، ول معطلي – شرمنده –
آره يا بايد مثه عامه مردم فكر كرد،

 مثه اونا پوشيد، خورد، تفريح كرد و يا در حسرت يه گوشه دنج و ساكت، د ِق كرد.
 اينكه ميگم بايد دق كرد راست ميگم چون تقريباً همه جا رو آدمايي گرفتن كه ديدنشون كراهت داره.
 كسايي كه ظاهراً شبيه به خودت هستن ولي به طرز عجيبي با تو تفاوت دارن. تفاوت در بينش و نگرش.
 
چيزايي كه به نظرت ارزش هستن زير يه علامت سئوال بزرگ قرار ميگيره
 و حس بدي به سراغت مياد كه راهي براي در رفتن از اون سراغ ندارم

 

چرا مي نويسم ، چرا از سكوت مردابي مي نويسم كه روزي چون رود مواج و طوفان بود
از مردابي مي نويسم كه مسدودش كردند


ازچی بنويسم

 

شايد  از چيزي بنويسم كه وجود نداره
تخيلي از سيندرلايي كه در هيبت گدايي به عظيم مرتبه عشق رسيد
خوب مي دانم كه نمي شه ، چرا كه قصه عشق شاه و گدا
فقط افسانه است

از هرچه دلم مي خواهد بنويسم ، ولي سكوت بهترين راه علاج اين خلاصه هاست
فقط سكوت

سكوتي كه نوشتن در ميان واژه هاي آن هزار بار تكرار شده باشد فقط سكوت
سكوت و سكوت همان سكوت كه تو را تا انتهاي مزيت زيستن رهنمون است
سكوت كن و هيچ چيز نگو ، حتي اداي انسان هاي گنگ را هم در نياور
آن موقع شايد كسي يا شايد ديگراني به تو گفتند بنده خدا گنگ است
فقط همين


 تنهايي خيلي بده ولي تنهايي توي لحظه هاي بي كسي بدتره،
 وقتي كه حس مي كني كه الان بايد بنويسي خوب مي نويسي و از
 اين ابهام كوچه هاي خيال انگيز وحشت فرار مي كني و خوبيش اينكه
لااقل از خودت مي نويسي و يه كم كمكي احساس راحتي ميكني ،

بازهم همه به جرمي مرا محكوم مي كنند
كه نبودن است
نبودن احساسي كه نياز هر آدم است
امروز توبيخم مي كنند كه چرا
چرا چي ..............

منتظر پيام وپيغامي نيستم كه خوب مينويسم يا نه ، فقط مي خوام بنويسم
، تا بلكه از تنهايي لحظه هاي وحشت انگيز زمان فرار كنم
،

زندگي كوتاهتر از آن است كه به خصومت بگذرد و قلب ها گرامي تر از آنند كه بشكنند آنچه از روزگار به دست مي آيد با خنده نمي ماند و آنچه از دست برود با گريه جبران نمي شود فردا خورشيد طلوع خواهد كرد حتي اگر ما نباشيم.

 

ای همیشه خوب

ای همیشه آشنا

در میان بازوان تو ماهی همیشه تشنه ام

ای زلال تابناک

اگر یک نفس

مرا به حال خود رها کنی

 

ماهی تو جان سپرده روی خاک

(*فریدون مشیری*)

خدايا ! ما اگر بد کنيم،تو را بنده هاي خوب بسيار است ،تو اگر مدارا نکني ما را خداي ديگر کجاست
نوشته شده توسط لیدا در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 ساعت 19:53 | لینک ثابت |

Copyright (C) 2008, http://llleilaa.blogfa.com. all right reserved
Design by Yas-Design

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ


فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب

پیوندهای روزانه
پسر تنها
دستنوشته های یک مانی...
عکس جوک اس ام اس شعر
mixi)

وقتی که تنها
سوسک نامه
انجمن وبلاگ نویسان ابهر
تمام پیوندها

نوشته های پیشین
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385


پیوندها
دریایی از محبت
متولد ماه مهر
یادداشت های یک دختر ترشیده
mixi e.h.s.a.n
abhar-boys\پسران ابهر
سیاه سفید
رز زرد خداوندا مرا آن ده که آن به
بنیامین
دردهای یک پسر تنها
دستنوشته های یک مانی
چه زود پائيز در افكارت ريشه كرد !
عاشق عطر یاس
ترانه(سجاد)
وبلاگ دختر عمه(شباهنگ)
قالب وبلاگ بلگفا
ایزدشهر

طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ

کداهنگ میخواهی بیاتو