دل من حالش خوشه اصلا بلد نیست بگیره ولی خیلی تنگ میشه گاهی میترسم بمیره اما بازم به خودش میاد و سوسو میزنه باز حیاط خلوت سیتم و جارو میزنه میگم بهش تا کی میخوای عاشق بشی و بشکنی به روی خودش نمیاره میپرسه با منی
نوشته شده توسط لیدا در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ساعت 17:22 |
لینک ثابت |